
زنگها (L’Angelus) اثر ژان فرانسوا میله. دهقانان در حال دعا، هنگامی که زنگهای کلیسا به صدا در می آیند.
ای قاصدک ِ سالهای ِ خوشبختی
رویای ِ پرنشاط ِ خوابهای ِ تنهایی
شاهپرک ِ هفت دریای ِ بی امید
چه می کنی در این بیابانهای ِ بی حاصل؟
می دانی که هزار امید می دهی به این قلبهای ِ لب تشنه ؟
که جان می دهی به این روحهای ِ غم مرده ؟
نباشد آن روز که رخت بربندی از این جویبار
که بی تو می گندد هرچه رود ِ پرنشاط و جهان را می بلعد آن مرداب ِ پرتعفن ِ تنهایی
دربها را مبند بر این خستگان راه و ناامیدان پرامید
ای منزلت گرم و چشمهایت پر عشق
ما در این شهرها غریبیم اما به منزل ِ تو به هزاران سال آشنا
لبهاسهای ِ قلبمان را کنده و دلهایمان را در گوشه چشمهانت منزل داده ایم
مگیر از ما این سرزمین رویاها و هفت ملک رویایی
-- یادداشتهای دفتر سفید، شماره صد و شانزده

