
نیم تنه کسنوفون
کسنوفون (۴۲۵-۳۵۷ ق.م) یکی از نویسندگان برجسته یونان باستان و سرباز مزدوری است که به همراه کوروش کوچک به ایران لشگر کشی کرد . او به همراه افلاطون مشهورترین شاگردان سقراط هستند. در واقع از آنجایی که سقراط هیچ اثری از خود بر جای نگذاشته است برای شناختن او تنها نوشته های افلاطون و کسنوفون قابل استناد است. در عین حال ازآنجایی که افلاطون سبک بسیار پیچیده ای را در نوشته های خود بکار برده و در عین حال او فیلسوفی است که عقاید خود را با استفاده از گفته های سقراط به ما انتقال داده است نمی توان به نوشته های او برای شناختن سقراط چندان استناد کرد. بنابراین نوشته های کسونوفن اهمیت بسیار زیادی در تاریخ فلسفه دارند.
کسنوفون در دوران جوانی خود به همراه کوروش کوچک به جنگ با اردشیر دوم رفت. او داستان این مسافرت را در کتابی بنام آناباسیس (Anabasis) که به معنی مسافرت طولانی یا لشگرکشی است نوشته است. خود او نقل می کند که برای تصمیم گیری درباره اینکه آیا باید به همراه کوروش به جنگ برود یا نه به سقراط مراجعه کرده است و سقراط هم او را به نزد کاهن معبد دلفی می فرستد. اما او بجای اینکه این سئوال را از کاهن معبد بکند از او می پرسد که برای سالم بازگشتن از مسافرت باید به کدام خدایان قربانی بدهد.هنگامی که این سخن را برای سقراط نقل می کند سقراط او را سرزنش می کند و می گوید که سئوال اشتباه را پرسیده است اما چون فرمان خدایان این است باید لاجرم به مسافرت برود.
کوروش کوچک که می خواست به جنگ اردشیر برود هیچ سربازی نداشت و مجبور شد سپاهیان یونانی مزدور را استخدام کند. او در نبرد با اردشیر پیروز شد اما در طی نبرد به قتل رسید. سپاه یونانیان بدون فرمانده در قلب کشور متخاصم تنها ماندند. آنها از میان خود فرماندهانی را انتخاب کردند تا آنها را به سلامت بازگردانند که یکی از آنها کسنوفون بود. آنها توانستند با جنگیدن با نیروهای ارمنی و کرد و ایرانی به سلامت به یونان بازگردند. این داستانی است که در کتاب آناباسیس نقل شده است. در این کتاب کسنوفون به شخصیت کوروش توجه بسیاری زیادی می کند و او را شایسته ترین ایرانی برای پادشاهی ایران وصف می کند. بخش قابل توجهی از کتاب او به شرح خصوصیات کوروش اختصاص یافته است که می توان آنرا اولین نمونه نظریه مردان بزرگ (Great Men theory) دانست. در بخشی از کتاب یکی از فرماندهان یونانی می گوید که "سرباز باید از فرمانده خود بیش از دشمن بترسد".
کسنوفن در بازگشت از این مسافرت بدلیل جنگیدن در سپاه بیگانه از آتن تبعید می شود. گسنوفون کتابی بنام "درباره سوارکاری"(On Horsemanship) دارد که او را بعنوان اولین تربیت کننده اسب (horse whisperer) در تاریخ مشهور کرده است. لئو اشتراوس با تایید سخنان ماکیاول در تجلیل از کسنوفون او را بعنوان یک فیلسوف سیاسی بسیار مهم معرفی می کند.
آثار کسنوفون به سه دسته تقسیم می شوند:
۱ ـ آثار تاریخی و بیوگرافی : شامل آناباسیس . سیروپدیا (Cyropaedia) به معنی آموزش کوروش که رساله ای است در مورد تعالیمی که کوروش در دوران کودکی خود فراگرفته است. بسیاری معتقدند که این کتاب در پاسخ به جمهوری اثر افلاطون نوشته شده است. در این کتاب بجای آنکه مانند فلسفه سیاست مرسوم یونان به فضیلت اهمیت داده شود بحث از آموزش یک رهبر سیاسی برای فتح و پیروزی است. هلنیکا (Hellenica) کتاب دیگری است که بخشی از جنگ پلوپونزی و دوران بعد از آن می پردازد.
تصویر روی جلد اثر اصلی کسنوفن آناباسیس در سری کتابهای کلاسیک پنگوئن توجه کنید که بجای نام آناباسیس از "مسافرت به ایران" استفاده شده است.
۲ ـ آثار سقراطی : خاطرات (Memorabilia) در این اثر به خاطرات سقراط و آموزشهای او پرداخته می شود. اکونومیکوس (Oeconomicus) دیالوگی است از سقراط که به مسئله مدیریت خانه می پردازد و بعضی مفسرین معتقدند که در آن نگرشهای فمینیستی بچشم می خورد. میهمانی (symposium) شرح جلسه ای است که افلاطون هم در آثار خود به آن اشاره کرده است. آپولوژی (Apology) شرح دفاعیه سقراط در دادگاه است که تفاوتهای بسیار مهمی با روایت افلاطون دارد و همین تفاوتهاست که اهمیت زیادی در فهم اندیشه افلاطون دارد. هیرو (Hiero) گفتگویی است میان یک شاعر و یک حاکم سیاسی که در آن از اهمیت دوری از استبداد برای رسیدن به خوشبختی سخن گفته می شود. این اثر اهمیت بسیار زیادی دارد و اشترواس یک کتاب بسیار مفصل درمورد آن نگاشته است.
۳ ـ رساله ها : در میان این آثار رساله تربیت اسب از همه اهمیت بیشتری دارد.
اثر دیگری هم بنام قانون اساس آتن به کسنوفون نسبت داده می شود که محققین در اصالت آن تشکیک کرده اند اما لئو اشتراوس با تعبیر خود آنرا متعلق به او می داند.













