
مجسمه آفرودیت نشسته (Aphrodite Accroupi) در موزه لوور
در دو مطلب هسیودوس و کتاب کارها و روزها را معرفی کردم. در این مطلب به معرفی کتاب تئوگونی (Theogony) یا بقول آقای یاسر پوراسماعیل کتاب پیدایش خدایان می پردازم. کتاب پیدایش خدایان مهم ترین کتابی است که در مورد خدایان یونانی وجود دارد و در یونان باستان هم خود منبع ارجاع مردم بشمار می رفته است. البته نباید تصور کرد که مردم با استناد به گفته های هسودیوس در مورد خدایان سخن می گفتند . هسودیوس در کتاب خود به جمع آوری افسانه های متعددی که در مورد خدایان وجود داشته پرداخته است و در واقع نوعی نسخه رسمی از آن تهیه کرده است که پس از آن مورد قبول دیگر نویسندگان بعدی قرار گرفته است. البته نباید فراموش کرد که این سنت افسانه پردازی در مورد خدایان بعد از هسیودیوس نیز ادامه پیدا کرد.
در سنت فرهنگهای دیگر معمولا افسانه های خدایان در جهت توجیه حکومت خاندانهای سلطنتی ادامه پیدا می کردند. در واقع این افسانه ها سلسله شاهی را به خدایان مرتبط می کردند. یکی از مشخصه های اثر هسیودوس این است که او از هیچ خاندان سلطنتی نام نمی برد. هسیودوس به گونه ای سخن می گوید که تنها خود را متاثر و مرتبط با خدایان معرفی می کند. تنها اوست که خدایان در نفس او می دمند و او را به سخن گفتن وا می دارند.
در تئوگونی از سه نسل از خدایان سخن می رود. من به ترتیب هرکدام از این نسلها را بصورت خلاصه معرفی می کنم. بد نیست برای دنبال کردن بحث به تصویر شجره خدایان در اینجا نیز نگاهی داشته باشید.
نسل اول خدایان
در ابتدا هسودیوس از الهه های هنر یا موزها [Muses] تشکر می کند که به او توانایی نقل این داستان خدایان را اهداء کرده اند. بعد او از خلاء یا خائوس [chaos] در ابتدای آفرینش جهان سخن می گوید. از خلاء زمین یا گایا [Gaia] پدید آمد. دنیای زیرین یا تارتاروس [Tartarus] که در ضمن نام یکی از خدایان است و شهوت یا اروس [Eros] هم از خلاء متولد شدند. تاریکی یا اربوس [Erebos] و شب یا نیخ [Nyx] هم از خلاء پدید آمدند اما از ازدواج آنها روز یا هامرا [Hemera] و روشنایی یا آیتر [Aither] زائیده شد. از زمین یا گایا سه خدا زاییده شدند : آسمان یا اورانوس [Ouranos] ، دریا یا پونتوس [Pontus] و کوهها یا اورئا [Ourea].
آسمان هر شب زمین را فرامی گرفت تا با آن هم آغوشی کند. از هم آغوشی زمین و آسمان یا همان گایا و اورانوس دوازه تایتان [Titans] سه قول یک چشم [Cyclops] و سه عدد غول صد ـ دست [Hekatonkheires] زاییده شدند. این نسل ابتدایی خدایان بود.
نسل دوم خدایان
اورانوس یا آسمان از فرزندانی که زمنی یا همان گایا برایش بدنیا آورده بود تنفر داشت و همه آنها را تارتاروس یا دنیای زیرین ، در زیرین ترین قسمت زمین زندانی کرد. این باعث شد تا گایا از اورانوس بسیار خشمگین شود و از تایتانها یعنی فرزندان خود خواست تا انتقام او را بگیرند. تنها کوچکترین تایتان یعنی کرونوس [Cronos] حاضر شد تا این عمل را به انجام برساند. گایا به فرزند خود یک داس فلزی داد تا اورانوس را اخته [Castration] کند. در هنگام شب که اورانوس برای نزدیکی با گایا نزدیک می شد کرونوس آلت تناسلی اورانوس را قطع کرد.
![]()
اخته کردن اورانوس توسط کرونوس (The Mutiliation of Uranus by Cronos) نقاشی جورجیو واساری (Giorgio Vasari) در فلورانس ایتالیا
کرونوس آلت تناسلی اورانوس را به دریا انداخت و از آن آفرودیت [Aphrodite] یا خدای عشق متولد شد.
هسودیوس شرح بسیار مفصلی از خدایان متعددی که از همخوابی این خدایان بوجود آمدند داده است که آوردن آن در اینجا نه ممکن است و نه لازم.
نسل سوم و نهایی خدایان
کرونوس هنگامی که پس از پدر خود اورانوس به سلطنت خدایان رسید حاضر نشد تایتانها را از دنیای زیرین آزاد کند. اورانوس و گایا پدر و مادر او پیشگویی کردند که خود او هم بوسیله فرزند خود سرنگون خواهد شد. هنگامی که کرونوس با رئا [Rhea] ازدواج کرد از ازدواج انها به ترتیب هستیا [Hestia] ، دمتر [Demeter] ، پوزیدون [Poseidon] هرا [Hera] هادس [Hades] و زئوس [Zeus] متولد شدند. کرونوس برای آنکه از پیشگویی مادر و پدر خود جلوگیری کند هر کدام از فرزندان خود را به محض تولد می بلعید.

کرونوس یکی از پسران خود را می بلعد (Cronus Devouring One Of His Sons) اثر گویا (Goya)
وقتی نوبت به تولد زئوس رسید ، رئا از گایا و اورانوس کمک خواست تا فرزند او را از خورده شدن توسط کرونوس نجات دهند. رئا سنگ بزرگی را به کرونوس داد و او به خیال آنکه این سنگ زئوس است آنرا بلعید. رئا فرزند خود زئوس را به جزیره کرت برد و آنرا مخفیانه بزرگ کرد. هنگامی که زئوس بزرگ شد داروی تهوع آوری به کرونوس خوراند که باعث شد فرزندان خود را بالا بیاورد. در اینجا جنگی میان خدایان نسل سوم و تایتانها در گرفت تا چه کسی بتواند سلطنت جهان را بدست آورد. کرونوس شکست خورد و سلطنت جهان میان زئوس و برادران و خواهران او تقسیم شد. این جنگ ۱۰ سال طول کشید.
در تئوگونی روایتهای بسیار متعددی از روابط بین خدایان نقل شده است که نقل کردن آنها در این متن کوتاه متاسفانه ممکن نیست.
لینکهای خواندنی و دیدنی و شنیدنی : ۱ ـ این آهنگ را گوش بدید و مثل من یک شب به نظاره سحر بنشینید این هم متن آهنگ ۲ ـ شعرهای خارق العاده از یک شاعر جوان ۳ ـ آخرین رده بندی ۲۰۰ دانشگاه برتر جهان ۴ـ عکسهای جنجالی هدیه تهرانی ! (این مفهوم جنجالی را از مهجاد به عاریت گرفته ام! با تشکر از لینک) ۵ ـ یک مقاله در مورد معماری در ایران که بسیار تامل برانگیز است. ۶ ـ یکسری عکس جالب از رئیس جمهور سابق آقای خاتمی در موقعیتهای غیر متعارف ۷ ـ یکسری از طرحهای معماری مترو مشهد از سوی دانشجویان معماری ۸ ـ یک گزارش از جشن نقاشی بچه های خیابانی
یادداشتهای دفتر سفید : شماره شصت و یک













