تبليغاتX
تحقیقات فلسفی

یادداشتهای دفتر سفید : شماره صفر

ما زندگیهای ترحم برانگیزی را می گذرانیم

ما انسانهای ترحم برانگیزی هستیم

دیروز به دوستی گفتم : هیچگاه اینهمه گمان از خواری و ذلت خود نمی بردم.

اما حقیقت این است. ایکاش من آنجا بودم آنگاه که آن مرد می پرسید حقیقت چیست ؟

پاسخم کوتاه بود : ما به راستی که خوار و ذلیل هستیم.

از این سالها برایمان هیچ بجا نخواهد ماند.

این سالها همان سالهاست که می گفتم : سالهای بی خاطره ...

سه شنبه ـ ۲۲ اوت ۲۰۰۶ ـ ساعت هفت و هفده دقیقه صبح 

  موسیقی

+ نوشته شده توسط رسول نمازی در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 و ساعت 7:19 |

عصر برنز (Age of Bronze) اثر آگوست رودن. این اثر آنقدر طبیعی ساخته شده است که بعضی منتقدین رودن را به قالب گیری از بدن انسان متهم کردند.

توضیح :خانم  شهرزاد از من درخواست کرده بود تا مطلبی را به آگوست رودن (Auguste Rodin) و کامی کلودل (Camille Claudel) اختصاص بدهم. برای همین در این مطلب بجای موزه لوور به این دو هنرمند می پردازم.

آگوست رودن (۱۸۴۰-۱۹۱۷) یکی از پایه گذاران مجسمه سازی مدرن است. او  مشهور ترین مجسمه ساز زمان خود بود. بسیاری از آثار کلاسیک مجسمه سازی مدرن به او تعلق دارند و بیشتر ما بدون آنکه نام سازنده این آثار را بشناسیم آنها را دیده ایم. از جمله این مجسمه های مدرن می توان به اندیشمند (The Thinker) اشاره کرد که درواقع نماد فلسفه بشمار می رود و کپی های فراوانی از آن در سراسر جهان وجود دارد. این مجسمه در اصل دانته آلیگری (Dante Alighieri ) را تصویر می کند و متعلق به مجموعه ای است بنام دروازه های جهنم (The Gates of Hell) که رودن سعی داشته است در آن کمدی الهی (The Divine Comedy ) شاهکار دانته را تصویر کند. موضوع این مجموعه بیشتر به عشق و مجازات ابدی می پردازد. در پایین تصویر چند عدد از مجسمه های این مجموعه را آورده ام.

دروازه های جهنم (The Gates of Hell)

اندیشمند (The Thinker)

بوسه (The Kiss)

 سه سایه (The Three Shades)

پائولو و فرانچسکا (Paolo and Francesca)

فاحشه پیر(The Old Courtesan)

 رودن به تدریس در مراکز آموزشی معمول تمایلی نداشت اما در سال ۱۸۸۹ قبول کرد که یک دوره آموزشی را بجای آلفرد بوشر (Alfred Boucher) مدیریت کند. در آنجا بود که با کامی کلودل (Camille Claudel) آشنا شد و رابطه عاشقانه ای بین آنها بوجود آمد که ۱۵ سال ادامه داشت. کامی کلودل علاوه بر آنکه خود تبدیل به مجسمه ساز مشهوری شد و امروز آثار او معمولا به همراه رودن در کنار هم نمایش داده می شوند مدل بسیاری از آثار رودن نیز محسوب می شود. اما با همه اینها رودن حاضر نشد از همسر ثروتمند خود که او را در سالهای تنگدستی حمایت کرده بود جدا شود و بنابراین رابطه او با کلودل به جدایی کشید. کلودل کودکی که از رودن حامله بود را نیز از دست داد و همین مسئله آغازی برای مشکلات روانی او شد .کلودل تا انتهای عمر خود عاشق رودن بود و مشکلات روانی باعث شد بیش از ۳۰ سال از پایان عمر خود را در تیمارستان سپری کند. بسیاری از آثار کلودل بوسیله خود او از میان رفته اند اما بااینحال اندک آثاری که از او باقی مانده است نشان دهنده نبوغ استثنائی او هستند.  عشق او به رودن در تمامی آثارش به وضوح به چشم می خورد. برای مثال او در مجسمه سن کمال زنی را نشان می دهد که به مرد التماس می کند در پیش او بماند اما مرد با شیطان می رود. 

سن کمال(The Age of Maturity)

والتز برنزی (Bronze Waltz)

ملتمس (The Implorer)

موج (Wave)

 

+ نوشته شده توسط رسول نمازی در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385 و ساعت 10:39 |
 

پیروزی بالدار ساموتراس (Winged Victory of Samothrace) یا نیکه ساموتراس (Nike of Samothrace). این مجسمه متعلق به دوران یونان باستان است و خدای پیروزی یا همان نیکه (Nike ) را تصویر می کند که در فرهنگ رومی معادل ویکتوریا (Victoria ) است. سر و دستهای مجسمه در طی تاریخ از بین رفته اند اما با این حال بسیاری از منتقدین معتقد هستند که همین بی سر بودن مجسمه حالت اسرارآمیز خاصی به آن داده است. این مجسمه از استثنائی ترین محل نمایش در موزه لوور برخوردار است و در بالای پلکانی که سمت چپ به مونالیزا و سمت راست آن به ونوس میلو ختم می شود قرار گرفته است. همانطور که در تصویر می بینید این مجسمه بر روی عرشه یک کشتی قرار دارد. حدس زده می شود که در دست مجسمه یک شیپور قرار داشته است که شیپور پیروزی ناوگان یونانیها در جنگ را نشان می دهد. همانطور که در تصویر می بینید شکل لباس مجسمه آنقدر طبیعی ساخته شده است که می توان ناف این الهه را نیز در زیر آن مشاهده کرد. ظرافت این مجسمه شاید تنها با آثار میکلانژ قابل مقایسه باشد.

این اثر هنری در تاریخ معاصر اهمیت بسیاری کسب کرده است. برای مثال فرانکلین لوید رایت (Frank Lloyd Wright ) آرشیتکت مشهور آمریکایی از این مجسمه در سه خانه خود استفاده کرده است. آرم رولز رویس (Rolls-Royce ) نیز با الهام از این مجسمه ساخته شده است. با توجه به شباهت اسم الهه نیکه (Nike ) و آرم شرکت لوازم ورزشی نایکی(Nike ) این شایعه وجود دارد که آرم مشهور این شرکت طرحی از بالهای این مجسمه است. 

+ نوشته شده توسط رسول نمازی در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 و ساعت 21:34 |

 

تصویر دیگری از مجسمه ونوس میلو

مجسمه ونوس میلو (Venus de Milo ) یا آفرودیت میلوس (Aphrodite of Milos). آفرودیت در فرهنگ یونانی الهه زیبایی و عشق است. در فرهنگ رومی همین نقش را ونوس به عهده دارد. این مجسمه که آفرودیت یا ونوس را تصویر می کند بعنوان مشهور ترین اثر هنری یونان باستان شناخته می شود. ارتفاع آن ۲۰۳ سانتیمتر است و به همراه مونالیزا با ارزش ترین آثار موزه لوور بشمار می روند. دستها و ستونی که در حالت اصلی وجود داشته اند به مرور زمان از بین رفته است. ونوس در دوران رنسانس موضوع نقاشیهای متعددی بوده است از جمله نقاشی تولد ونوس (The Birth of Venus ) اثر ساندرو بوتیچلی (Sandro Botticelli ). مجسمه بی دست ونوس هم در فرهنگ معاصر غرب به عنوان سمبل زیبایی شناخته می شود. این مجسمه پیش از این به مشهورترین مجسمه ساز یونان باستان پراکسیتلس (Praxiteles ) نسبت داده می شد اما با نوشته ای که در روی پایه ستون کشف شده است مشخص شده که متعلق به الکساندروس (Alexandros of Antioch ) است.  درست مشخص نیست که مجسمه اصلی به چه شکلی بوده است. تصویری در پایین آورده شده است بازسازی ذهنی این مجسمه است. توجه کنید که در دست چپ مجسمه یک سیب قرار دارد. این سیب نشان دهنده سیبی است که توسط پاریس به آفرودیت داده شد. ماجرا از این قرار است که بین آفرودیت هرا (Hêra ) و آتنا (Athena ) بحثی در می گیرد که چه کسی زیباتر است. برای قضاوت در این مورد از پاریس دعوت می کنند که با عنوان قضاوت پاریس (The Judgment of Paris) مشهور است . او هم با دادن سیب طلا به آفرودیت او را انتخاب می کند. همین عمل باعث بوجود آمدن جنگ تروا (Troy ) شد که هومر (Homer ) داستان آنرا در کتاب ایلیاد (Iliad ) آورده است. 

یکی از مسائل جالب درمورد مجسمه این است که ستون کناری آن بصورت اسرارآمیزی پیش از ارائه آن به لوور ناپدید شد. قطعاتی از سیب در دست مجسمه و دست آن نیز پیدا شده است. جالب اینجاست که در زمان خود این مجسمه با رنگ و جواهرات تزئین شده بوده است که هنوز بعضی از قسمتهای آن در روی مجسمه قابل تشخیص است.

توضیح ۱ - بعد از چند روزی از مسافرت برگشته ام و وبلاگ را به روز کرده ام. پاسخ بسیاری از نظرات را نمی توانم بدهم اما آنهایی که واقعا لازم است را بصورت خصوصی پاسخ خواهم داد. در ضمن از دوستانی که جویای احوال من شده بودند کمال سپاسگذاری را دارم.

توضیح ۲ - پیش از رفتن به مسافرت از موزه لوور دیدن کرده بودم. از آنجایی که موزه بسیار دیدنی بود قصد دارم به ترتیب آثار موزه را معرفی کنم. در ضمن این معرفی آثار باعث می شود به بخشی از فرهنگ غرب که شامل ادبیات و تاریخ آن هم می شود اشاره کنم. در واقع قصد دارم وبلاگ خود را بیشتر به فرهنگ غرب اختصاص دهم و از مطالب تخصصی . سیاسی و کسالت آور اجتناب کنم.

 

 

+ نوشته شده توسط رسول نمازی در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 و ساعت 17:45 |

از سال ۷۵۳ ق.م تا ۵۲۰ ق.م دوران پادشاهی روم است. در سال ۵۰۹ جمهوری روم تاسیس شد که یکی از مهمترین برهه های تاریخ غرب است. سال ۵۰۹ با عنوان شورش علیه پادشاهان شناخته می شود. داستان از این قرار است که پادشاه وقت روم تارکین (Lucius Tarquinius ) پسر ناخلفی بنام سکتوس داشت که زن اشراف زاده بنام لوکرتیا (Lucretia ) را مورد تجاوز قرار داد. لکرتیا مردان فامیل خود را جمع کرد و پس از شرح ماجرا خود را کشت. ساندرو بوتیچلی (Sandro Botticelli ) نقاش بزرگ رنسانس این واقعه را تصویر کرده است. مشهور است که بروتوس (Lucius Junius Brutus ) (او با بروتوسی که سزار را به قتل رساند تفاوت دارد) با نشان دادن بدن لوکرتیا مردم را بر علیه شاه برانگیخت و آنها هم با هجوم به کاخ سلطنتی شاه را فراری دادند. بروتوس به همراه همسر لوکرتیا اولین کنسولهای جمهوری روم هستند. قسم بروتوس (Brutus ) بر اساس تاریخ لوی (Livy ) اینگونه بوده است که هیچگاه اجازه ندهد کسی در روم شاهی کند. در نمایشنامه ژولیوس سزار اثر شکسپیر می خوانیم که پس از قتل سزار به جرم شاهی می گوید : "شما شنیده اید که پدران ما می گویند زمانی بروتوس گفته است که روم را از اهریمن شاهی به دور دارید". همین ریشه های تاریخی قرنها بعد برای اروپا دموکراسی به ارمغان آورد.

عکسی از مجموعه آثار سیندی شرمن (Cindy Sherman ) یکی از بزرگترین عکاسهای معاصر با مضامین فمینیستی. توجه کنید که زن زیبا درحال پوسیدن است.

 

 بقیه عکسها را نمی توانم در وبلاگ بگذارم. لینک را دنبال کنید.

+ نوشته شده توسط رسول نمازی در پنجشنبه پنجم مرداد 1385 و ساعت 23:22 |