تصویری از نمایشنامه هاملت . هاملت از جمله آثار اصلی ویلیام شکسپیر بشمار می رود و یکی از ۱۲ تراژدی اوست. هاملت فرزند پادشاه دانمارک است که مدتی پیش مرده و برادرش جای او را اشغال کرده است. هاملت درمیابد که پدر او با توطئه عمویش به قتل رسیده و حال در گیر و دار این اندیشه است که باید انتقام بگیرد. تمامی نمایشنامه بر حول یک مسئله می گردد: آیا ما باید به دلیل خیانت دیگری انتقام بگیریم ؟ جمله معروف این نمایشنامه که می گوید "بودن یا نبودن مسئله این است" بی آنکه جمله پس از آنرا بیاوریم بی معنا است. هاملت ادامه می دهد "بودن یا نبودن. مسئله این است. آیا شایسته تر این است که در مقابل هجوم تیرهای سرنوشت بیدادگرانه سر فرود آوریم یا در مقابل دریای مشکلات سلاح بر کشیم ؟". هاملت سخت در میان انتخابهای اخلاقی اسیر است. آیا باید انتقام پدر را بستاند و زندگیش را تباه سازد یا تا ابد با ننگ این خیانت زندگی کند ؟ او نمی داند چه کند. شکسپیر این داستان را تراژدی نامیده است زیرا که هیچکدام از انتخابها به نتیجه مثبتی ختم نمی شود . این است که تراژدی را نیچه ذات زندگی خوانده است. جایی که هر انتخابی به یک حاصل فاجعه بار ختم می شود ما باید چه کنیم ؟

رسول : می توانید یک مثال ابداع کنید که کسی بدون هدف حرفی بر زبان آورد ؟
محبوبه : کسی که در خلوت زمزمه میکند.
----
انتقاد بسیار جالبی است. من پاسخ سرراستی ندارم که بتوانم با اطمنیان بگویم این انتقاد را برطرف می کند. به یاد دارم یاشار جیرانی می گفت ساده ترین کار در نظریه پردازی این است که برای تطبیق دادن مسائل با نظریه خود آنها را به گونه ای تغییر دهیم تا بشود بگوییم این هم همان است! اما این راه حل جالب و قانع کننده ای بنظر نمی رسد. بنابراین در اینجا فقط سعی می کنم یک بررسی اجمالی درباره این انتقاد انجام دهم.
مثلا تصور کنید یک زن خانه دار هنگام شستن ظرفها با خود موسیقی زمزمه می کند. یا یکنفر که در حال فکر کردن است با خود سخن می گوید. این دو عمل برای چه هدفی انجام شده است ؟
آیا می شود گفت که زن خانه دار در حال تمرین آواز است یا برای خوشحالی خود می خواند یا می خواد سکوت آزار دهنده اطرافش را بشکند یا آواز مانند بسیاری دیگر از مسائل او را در فضایی دیگر می برد مثل یک بوی خاص که ما را به یاد کسی یا جایی می اندازد او هم می خواهد با این آهنگ فضایی را در ذهن خود بازسازی کند ؟
یا کسی که با خود سخن می گوید در حال اندیشیدن است با صدای بلند ؟ یا می خواهد نقش یک قاضی را در مقابل اندیشه خود بر عهده بگیرد ؟
میبینید ؟ می شود راه حلهایی پیشنهاد کرد اما من نمی دانم این راه حلها تا چه میزان قابل قبول است.








